|
آيا فتح ايران به دست عمر صورت گرفته و او نقشي در اسلام و گسترش آن در ايران داشته كه برادران عامه است
درباره لشکر کشي مسلمانان به سرزمين هاي ديگر بعد از فوت پيامبر اسلام(ص) گرفته در عهد خلفاي نکاتي به عرض مي رسد:
1. اگر حرکت ترسيمي از سوي رسول خدا(ص)، پس از فوت ايشان ادامه مي يافت و زمام امامت و خلافت به دست وصي ايشان اميرمؤمنان(ع) مي افتاد، بي شک دعوت اسلامي پيامبر(ص) به ميدان وسيع تري گسترش مي يافت و همسايگان دولت اسلامي و ساير ملل خود به پذيرش اين دين الهي پيشقدم مي شدند و فتوحات خونين و لشکرکشي هاي دوران خلفا، به گونه اي ديگر رقم مي خورد. 2. لازمه هر فتح و پيروزي، توسعه فرهنگ اسلامي است، يعني به موازات فتح شهرها مي بايد مردم آن سامان به حقايق، اصول و اهداف اسلام آشنا شوند و هسته و پوسته اسلام را بشناسند، مع الاسف در غالب لشکرکشي هاي صورت گرفته در عهد ابوبکر، عمر و عثمان اين نکته مهم مدنظر حاکمان وقت نبود، آنان اهتمامي در ارشاد مردم، تعليم، فرهنگ سازي و تربيت ايشان نداشتند! چه در منطقه شام و چه در ايران. آنان فقط در برابر اقبال مردم، شهادتين را بر زبان ايشان جاري مي ساختند و به برخي از حرکات و شعائر آنان را تمرين مي دادند بدون آن که عقيده باطلي را از ذهن ايشان بزدايند و فکر صحيحي را بر ايشان ترسيم نمايند. نتيجه اين فتوحات نيز آن بود که: بسياري از کشورها و مناطقي که دوره خلفا فتح مي شدند، به سمت کفر و نافرماني بر مي گشتند و سپس دوباره به دست مسلمانان فتح مي شدند!(7) اين نتيجه اکتفا به ظاهر اسلام بود در صورتي که پيامبر اسلام(ص) از مردم اسلام و ايمان را به طور توأم خواستار بود: «A}و قالت الاعراب آمنا، قل لم تؤمنوا و لکن قولوا أسلمنا و لما يدخل الايمان{A؛ عرب هاي باديه نشين گفتند: ايمان آورديم بگو: شما ايمان نياورده ايد ولي بگوييد اسلام آورده ايم اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است.»(1) اين نقيصه بزرگ، ريشه در ضعف اعتقادي حاکمان وقت داشت طبيعي است حاکم و ياران وي که اسلام در نهاد ايشان رسوخ نکرده و آنان در بسياري از وهميات و انحرافات گذشته خود باقي اند نمي توانستند سکان دار هدايت مردمي باشند که در اثر اين لشکر کشي ها با آئين هدايت بخش چون اسلام مواجه مي شوند.(2) 3. فتوحات خلفاي سه گانه، پيامدهاي ناهنجار بسياري را در صف پيکار جويان مسلمان بر جاي گذاشت از جمله: الف. پيدايش طبقه جاهل مسلک مقدس مأب که خوارج جزيي از آن ها بود. ب. انحطاط اخلاق امت اسلام، در پي سرازير شدن مال و ثروت فراوان به درون سرزمين اسلامي. ج. کاشت بذر تشتت و اختلاف در جامعه اسلامي بر اثر مستي نعمت ثروت هاي بي حد و حصر.(3) 4. فتوحات بزرگ و پيروزي مسلمانان در گرو عوامل چندي بود شما وقتي به پيروزي مسلمانان در ايران دقت کنيد مي توانيد به ناخشنودي مردم از حکومت ساساني، وجود امتيازات طبقاتي بسيار خشن در جامعه، بي روح شدن آئين زرتشتي و آشفتگي نظام حکومتي ساساني دقت کنيد. ايمان و اعتقاد شخصي بسياري از جهادگران مسلمان را نيز بايد مدنظر داشت که در سرعت فتوحات مؤثر بود. 5. حضور برخي از چهره هاي نامي و پيرو اميرمؤمنان(ع) در ميان مدت و دراز مدت توانست بن مايه هايي از اصول و مباني اسلام را در برخي از مناطق فراهم آورد. از اين رو حضور و تلاش شخصيت هايي چون سلمان فارسي، حذيفه بن يمان، هاشم مرقال و عمار ياسر ستودني است. در مجموع، اسلام يک دين جهاني بوده و هست و نمي توانست هدايت خود را در مهد اسلام و شهر مکه و يا نهايتا جزيره العرب محصور کند، اما لشکر کشي هاي انجام شده در عهد خلفاي نخست کاستي ها بسياري را در پي داشت. آثار اين ضعف هم در کشورهاي مفتوحه و هم در مرکز و گستره دولت اسلامي آشکار بود البته در هر يک به نوعي اين کاستي ها مورد مطالعه و دقت قرار مي گيرد. اما در دراز مدت، به دليل آشنايي ملل و کشورهايي که اسلام به آنجا راه يافته بود با حقيقت و روح دين اسلام، تاريخ شکل گيري تمدني ياد مي کند که آثار و ثمرات آن، قرن ها جهان را برخوردار کرده بود. براي مطالعه بيشتر به آثار مندرج در پانوشت رجوع کنيد و همچنين ر.ک: - تاريخ خلفا، رسول جعفريان، انتشارات دليل ما. - تاريخ اسلام در آثار استاد مطهري، انتشارات معارف. بنابراين بايد گفت كه در ميان نصوص تاريخي مطلبي كه دلالت بر مخالفت صريح حضرت(ع) با اين سياست بنمايد، ديده نشده است و بلكه از برخي از قراين مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه اصل مسأله فتوحات و گسترش اسلام و پايداري در مقابل كفر و شرك آن زمان به نحو ضمني مورد تأييد آن حضرت(ع) بوده است كه از جمله مي توان به حضور تعدادي از ياران خاص آن حضرت(ع) همانند ‹‹حذيقه بن يمان›› در فتح سرزمين هايي همچون آذربايجان اشاره كرد. و نيز همكاري تعدادي از نزديكترين ياران آن حضرت(ع) با حكومت و قبول پست هاي حكومتي از ديگر قرائن مي تواند تلقي شود كه در اين زمينه اشاره به پذيرش فرمانداري كوفه از سوي عمار و مداين از سوي سلمان مي تواند مفيد باشد كه طبعا مي توان با توجه به ارتباط نزديك آنان با حضرت علي(ع) نوعي تأييد ضمني را به دست آورد. همچنين مشورت دهي حضرت(ع) به خلفا در بحراني ترين لحظات و در حساس ترين موقعيت هاي جنگي از ديگر قرائن است كه به عنوان مثال مي توان به واقعه تاريخي ذيل اشاره كرد: در زماني جنگ مسلمانان با ايرانيان به مرحله حساسي رسيده بود به گونه اي كه خليفه(عمر بن خطاب) شديدا احساس خطر كرده و چاره را در آن ديده بود كه خود شخصا به ميان صحنه كارزار رفته تا مسلمانان با ديدن او روحيه گرفته و در نبرد با ايرانيان پيروز شوند. وقتي كه در باره اين تصميم با حضرت علي(ع) مشورت كرد، حضرت(ع) به شدت با آن مخالفت كرده و اين نكته را يادآور شد كه صلاح آن است كه تو به عنوان قطب و مركز آسياي اسلام در مركز حضور داشته و از آنجا به چرخاندن سنگ آسياي اسلام به وسيله عرب هاي مجاهد بپردازي و اگر تو از مركز خارج شوي از سويي تعدادي از اعراب باديه نشين كه هنوز مسلماني در ميان آنان رسوخ نيافته، طمع تصرف مركز را در سر پروراند، و به مدينه حمله خواهند كرد و از سوي ديگر ايرانيان با ديدن تو خواهند گفت كه اين اصل و ريشه عرب است و اگر او را از بين ببريم از شر اعراب راحت خواهيم شد، بنابراين با شدت بيشتري به مسلمانان حمله خواهند كرد. آن حضرت(ع) در ضمن اين مشاوره عباراتي را بيان كرد كه از آن تأييد ضمني اين فتوحات استفاده مي شود كه آن عبارات چنين است: ‹‹ان هذا الامر لم يكن نصره و لا خذلانه بكثره و لابقله و هو دين الله الذي اظهره و جنده الذي اعده و امده حتي بلغ ما بلغ و طلع حيث طلع و نحن علي موعود من الله و الله منجز وعده و ناصر جنده؛ شكست و پيروزي در اين جنگ با زيادي و كمي نيروهاي جنگجو ميسر نشده است، زيرا اين دين خدا بوده كه او آن را آشكار كرده و اين سپاهيان لشكريان خداوند هستند كه خداوند آنها را مهيا ساخته و ياري رسانده است تا به اينجا رسيده است (اشاره به پيروزي هاي مسلمانان) و ما با اميد به وعده خداوند حركت كرده ايم (و منتظر انجام آن هستيم) و خداوند حتما وعده اش را وفا كرده و سپاهش را پيروز خواهد گردانيد›› (نهج البلاغه، خطبه 146). شبيه اين ماجرا نيز درباره جنگ مسلمانان با روميان و قصد عمر براي حضور در صحنه نبرد نيز نقل شده است (البدايه و النهايه، ج 4، ص 205). و جالب آن است كه در هنگام مشورت دهي اصحاب، شخصيت هاي بزرگي همچون طلحه و عثمان، خليفه را ترغيب به حضور در صحنه نبرد مي كردند، اما عمر هنگامي كه سخنان درست حضرت علي(ع) را همراه با استدلال هاي محكم او را شنيد، رو به اصحاب كرده و گفت: واي بر شما، همه شما از گفتن سخناني مانند آنچه ابوالحسن(حضرت علي(ع)) گفت، ناتوان بوديد (موسوعه الامام علي بن ابي طالب(ع)، ج 3، صص91-93). و نكته پاياني كه مي تواند در اين بحث مفيد باشد آن است كه طبق برخي از گزارش هاي تاريخي در زمان حكومت حضرت علي(ع) شورش هايي در برخي از نواحي سرزمين هاي فتح شده همانند خراسان(نيشابور) رخ داد كه حضرت(ع) با آن برخورد كرده و سپاهيان حضرت(ع) به فرماندهي شخصي به نام ‹‹خليد بن قره يربوعي›› آل ساسان را محاصره كردند و شورشيان را وادار به قبول مصالحه نمودند (الكامل، ابن اثير، ج 2، ص 393). منابعي براي مطالعه بيشتر(مربوط به هر سه سؤال): 1-فتوح البلدان، بلاذري. 2-الفتوح، ابن اعثم كوفي. 3-تاريح طبري. 4-الكامل في التاريخ، ابن اثير. 5-تاريخ يعقوبي. 6-مروج الذهب، مسعودي. 7-الارشاد، شيخ مفيد. 8-موسوعه الامام علي بن ابي طالب(ع)، محمدي ري شهري و ديگران، ج 3 و 4. 9-حيات فكري سياسي امامان شيعه، رسول جعفريان. 10-تاريخ سياسي اسلام، رسول جعفريان. 11-سيري در تاريخ تشيع، داود الهامي. 12-سيره الائمه الاثني عشر، هاشم معروف حسني. 13-سارمان وكالت و نقش آن در عصر ائمه(ع)، محمد رضا جباري. 14-فروق ولايت، جعفر سبحاني. 15-ترجمه الامام علي بن ابي طالب(ع) من تاريخ دمشق، ابن عساكر. 16-علي (ع) و زمامداران، علي محمد مير جليلي. 17-اطلس تاريخ اسلام، حسين مونسي. 18-تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، جاسم حسين، ترجمه آيت اللهي. -------------------------- پي نوشت ها: 1. سوره حجرات، آيه 14. 2. زندگي سياسي امام حسن مجتبي(ع)، جعفر مرتضي عاملي، ص 122. 3. سيري در سيره ائمه اطهار(ع)، مطهري، ص 50؛ جاذبه و دافعه امام علي(ع)، مطهري، 153؛ سيري در نهج البلاغه، مطهري، 258.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ تیر ۱۳۹۰ساعت 14:45  توسط محب اهل بیت (ع)
|
|