جواب: چگونه ممکن است او افضل و برترین زنان پیامبر(ص)باشد، با این که طبق حدیث صحیحى که خودش نقل کرده است، مى گوید: «روزى پیامبر(ص) یاد خدیجه نمود. من از او عیبجویى کرده، گفتم: پیرزنى چنین و چنان بود. خداوند بهتر از او را به تو عنایت کرده است. پیامبر فرمود: خداوند بهتر از وى به من نداده است، او به من ایمان آورد، هنگامى که دیگران به من کافر بودند، تصدیقم نمود زمانى که مردم تکذیبم نمودند، مرا در مال و ثروت خویش شریک گردانید، آن دم که مرا محروم ساختند، خداوند فرزند را از او به من عطا کرد، و نه از دیگرى.»(1)

و باز از عایشه نقل شده است: «رسول خدا از خانه خارج نمى شد، مگر این که خدیجه را یاد مى کرد و بر او درود مى فرستاد. روزى وى را یاد نمود و غیرت زنانگى مرا تحریک کرد، گفتم: مگر او پیرزنى بیش بود؟ خداوند به جاى او بهتر را به تو داده است، حضرت خشمگین شد، آن چنان که موهاى جلوى پیشانى اش از شدت خشم مى لرزید، سپس فرمود: نه، به خدا سوگند، بهتر از او را خداوند به من نداده است. وى به من ایمان آورد زمانى که مردم کافر بودند، تصدیقم کرد زمانى که تکذیبم نمودند، در ثروت خویش با من مواسات به خرج داد، وقتى که مرا محروم ساخته بودند، از او خداوند فرزندانى روزى ام کرد، در صورتى که از دیگر زنان محرومم ساخت.»

2 ـ بنابراین، برترین همسران پیامبر(ص) خدیجه کبرى، صدیقه این امت بود; نخستین زنى که به خدا ایمان آورد، کتاب خدا را تصدیق نمود، و با پیامبرش در ثروت خود، مواسات به خرج داد. [از این جهت است که مى بینیم] به پیامبر وحى شد که او را به خانه اى از مروارید و زبرجد، در بهشت، بشارت دهد(2).

«أَفْضَلُ نِساءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ خَدِیْجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدَ، وَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد، وَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزاحِمَ وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرانَ; برترین زنان بهشت، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمّد، آسیه دختر مزاحم و مریم دختر عمران مى باشند.»

و نیز فرمود: بهترین زنان جهان چهار نفرند، سپس همین چهار نفر را برشمرد و همچنین فرموده است: «از میان زنان جهان مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمّد و آسیه همسر فرعون را به نیکى مى توان یاد کرد.»

روایات فراوان دیگرى از این قبیل نقل شده است که از صحیح ترین و ثابت ترین آثار نبوت هستند.

صرف نظر از خدیجه نمى توان گفت: عایشه از دیگر زنان پیامبر برتر است; سنت هاى رسیده و اخبار موجود در کتاب ها نیز از بازگویى برترى عایشه، بر سایر زنان پیامبر، ابا دارند، و بر عاقلان نیز پوشیده نیست.

بلى احیاناً خودش خیال مى کرد که از دیگران افضل است، ولى پیامبر(ص) آن را امضا نمى فرمود. و این از جریانى که بین او و ام المؤمنین، صفیه دختر حَیّى، اتفاق افتاده است، مى توان فهیمد.

اصل واقعه این است: پیامبر بر صفیه وارد شد، دید گریه مى کند. پرسید: چرا گریه مى کنى؟

پاسخ داد: به من خبر رسیده است که: عایشه و حفصه از من عیب جویى مى کنند و مى گویند: ما از صفیه بهتریم. رسول خدا فرمود: چرا نپرسیدى چگونه شما از من بهترید در حالى که پدر من هارون(ع) و عمویم موسى(ع) و همسرم محمّد(صل) است(3)(4)

1 ـ این حدیث و حدیث بعد از آن از روایات صحیح و مستفیض است. به شرح حال خدیجه کبرى در استیعاب مراجعه شود. بخارى و مسلم نیز این حدیث را با الفاظى شبیه این دو نقل کرده اند.
2 ـ چنان که بخارى در باب «غیرة النساء»; و وجدهن آن را در اواخر کتاب نکاح، صفحه 175، جزء سوم صحیح آن را آورده است.
3 ـ ترمذى از کنانه ـ غلام امّ المؤمنین صفیه ـ آن را نقل نموده است. ابن عبدالبر در شرح حال صفیه در استیعاب، ابن حجر در شرح حال وى در الاصابة و شیخ رشید رضا در آخر صفحه 589، جلد 12 المنار و عده اى دیگر از ناقلان اخبار و آثار آن را ذکر نموده اند.
4. سید عبد الحسین شرف الدین موسوى، المراجعات، ص
+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ساعت 20:4  توسط محب اهل بیت (ع)  |