معنی لغت لعن در عربی چیست ؟
لعن در لغت عرب به معني راندن و دور كردن است- كسانش لعنش كردند يعني او را رانده دور كردند. خدا ابليس را رانده و از بهشت و كنار فرشتگان دورش نمود. سگ و گرگ را لعن كردم يعني دورشان كردم
پس لعن کردن فحاشی نیست
تبرّي و بيزاري جستن از دشمنان خدا و رسول و ائمه اطهارعليهم السلام، در آيات و روايات در حد تواتر بوده و از مسلميّات است. حكمت اين بيزاري در اولين نگاه بسيار روشن مينمايد. چرا كه با اينكار از هر گونه نفوذ افكار مخالفين و معاندين در عقايد مسلمانان و پاكان جلوگيري شده و افكار شيعيان را از حمله افكار پليد آنان مصون مي دارد. چرا كه با دشمن فرض كردن كسي، سخنان او نيز بسادگي پذيرفتـه نشده و به هر آنچه از سوي آن شخص به مسلمـانان برسد، با شبهه واحتياط نگاه ميشود.
بديهي است در اين شرايط، ورود هر گونه سخن باطل و منحرف به افكار و عقايد مسلمانان غير ممكن جلوه كرده و بايستي از فيلتر و صافي حقيقت و قرآن و عترت گذرانده شود و مسلماً جز حقائق صاف و زلال از اين صافي عبور نكرده و گفتار عقايد باطل در پشت آن باقي ميماند و داخل در عقايد مسلمانان نميشود .
قرآن نيز از دوستي با دشمنان خدا و رسول ، نهی می کند :
( اي پيامبر) قومي را نخواهي يافت كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشند ولي با دشمنان خدا و رسول، دوستي ورزند. اگر چه آن دشمنان، پدران ويا پسران ويا برادران ويا خويشاوندان آنها باشند .... (مجادله/۲۲)
مقدمة دوم
لعن بر دشمنان الهي جائز است. چرا كه خدا در قرآن در موارد مختلف گروههايي را لعن كرده، كه از آنجمله به آيات ذيل ميتوان اشاره نمود.
• فلعنة الله علي الكافرين (بقره/89)
• فنجعل لعنة الله علي الكاذبين (آل عمران/61)
• كذبوا علي ربهم الا لعنة الله علي الظالمين (هود/18)
• الذين يوذون الله ورسوله لعنهم الله في الدنيا والاخرة (احزاب/57)
مقدمة سوم:
لعن كردن گروهي از مردم نه تنها جائز، بلكه واجب است، چرا كه مورد امر الهي واقع شده و انجام اوامر الهي واجب عيني است. مثلاً آيه ذيل:
همانا آنانكه بينات و هدايت ما را بعد از آنكه در كتاب آنرا براي مردم روشن نموديم كتمان كرده و پوشانيدند، لعنت خدا و همه لعنت كنندگان بر آنها باد. (بقره/159)
اين آيه خبر دادن نيست، بلكه امر خداوند متعال است به فرشتگان و تمام لعنت كنندگان که همة آنها، گروهي از مردم منافق را -كه در ظاهر مسلمان بوده ولي حقائق اسلام را كتمان كرده ومخفي ميدارند، و يا به واقعة غدير شهادت نداده و كتمان مي¬كنند، و يا عصمت حضرت فاطمه(س) و حضرت علي(ع) را ناديده ميگيرند- لعنت كنند .
آية ديگر:" آنها كه كافر شده و در حال كفرمرگ آنها فرا رسيد، لعنت خدا و ملائكه و همة مردم بر آنها باد". (بقره/161)
در اين آيه نيز لعنت فرستادن مردم به اين گروه كافران واجب گرديده چرا كه مورد امر الهي واقع شده است .
بهر حال لعن بر منافقين و كافران در اين دو آيه واجب گرديده است.
لعن منافقین:
آياتي كه در آن گروه مشركين، كافران و بسيار زياد است، ولي در اينجا فقط چند آيه كه در آن، نه كافران، بلكه منافقين، يعني آنهايي كه ظاهرا ً ادعاي اسلام دارند و لعن شده اند را با هم مرور ميكنم .
و الّذين ينقضون عهدالله من بعد ميثاقه و يقطعون ما امر الله به اَنَ يوصل و يفسدون في الارض اولئك لهم اللعنة و لهم سوء الّدار" (رعد/25 )
آنانكه پس از عهد بستن، پيمان خدا را شكستند وهم آنچه را كه خـدا به پيوند آن امر كرده گسستند، و در روي زمين فساد و فتنه برانگيختند، بر آنها لعنت خدا باد و جايگاه بدي دارند.
آنانكه در روز غدير با پيامبر(ص) برولايت و امامت و جانشيني علي(ع) بعد از او عهد بسته بودند و با ظاهري شاد، اما دلي مملو از كينه و خشم، به پيشگاه پيامبر(ص)و علي(ع) آمده و"بخّاً بخّاً لك يا علي"سر داده و نصب او را به خلافت و امامت بعد از نبي، به ايشان تبريك گفتند، ولي بعد از پيامبر، عهد خود را شكستند، و خود با زور و جنايت بر اين مسند تكيه زدند ،در اين آيه خطاب به آنهاست. همآنان كه عليرغم دستورات و فرامين الهي بدون اعتقاد و سرسپردگي به آنها، اموال و حقوق اهلبيت(عليهم السلام) را غصب نموده و بر خلاف دستورات پيامبر در روز غدير، به عدوات و ستيز با علي(ع) برخاستند و او را از مسند امامت و خلافت و جانشيني پيامبر دور كردند، و خود را بناحق عهده دار دين و احكام الهي معرفي كرده و قرآن و شريعت را با اميال نفساني خويش، به بازي گرفتند.و لذا اين فراز از خطبه غدير نيز دقيقاً با اين آيه همخواني دارد. آنجا كه جبرئيل از طرف خدا فرمود:
من عادي علي (ع) و لم يتولّه فعليه لعنتي و غضبي
هر كس با علي(ع) عداوت ورزيده و ولايت و سرپرستي او را (كه فرمان خدا و رسول است) نپذيرد غضب و لعن من بر او باد.
همچنين آنها كه در واقعة عاشورا، بزرگترين فساد را در روي زمين نسبت به پاكترين افراد انجام دادند، جنايتي كه از هولناكي آن فرشتگان به ضجّه آمدند، نيز از مصاديق"يفسدون في الارض" در اين آيه بوده و مورد لعن و نفرين الهي هستند. لذا لعن اينان در زيارت عاشورا و يا دعاها و روايات ديگر، دقيقاً منطبق بر تعليمات قرآن است.
ایه دوم:انّ الّذين يكتمون ما انزلنا من البيّنات و الهدي من بعد ما بيّناه للنّاس في الكتاب ، اولئك يلعنهم الله و يلعنهم اللّاعنون (بقره /159)
آنانكه بيّنات و هدايتي را كه فرو فرستاديم، و آنرا براي مردم در كتاب روشن نموده توضيح داديم، كتمان كرده و پوشاندند (و پنهان نمودند تا حقيقت آشكار نشود) آنها را خدا لعن كرده و جن و انس و ملك و همه لعنت كنندگان نيز بايستي آنها را لعن نمايند.
نمونه بارز حقايق انكار شده، حقيقتي است كه خداوند بر پيامبرش در مورد جانشيني علي(ع) در روز غدير نازل نمود و حضرت آنرا در طي خطبه مفصلي در وادي غدير خم براي مردم شرح دادند. پوشانندگان اين واقعه و حقيقت (كه مطالب باطل و منحرف خود را جايگزين آن نمايند) طبق همين آيه مورد لعن خدا و لعنت كنندگان ديگر قرار گرفته اند و اين لعن مضاعف ،نمايانگر عمق ضلالت و گمراهي آنهاست كه بدنبال خود، گروه بيشماري را نيز به گمراهي ميكشانند. لذا اين لعن در خطبة غدير نيز بر همين پايه، معني خود را پيدا ميكند
سوره توبه ایه ۶۸
(خداوند به زنان و مردان منافق و کفار و عده اتش دوزخ داده و جاودانه در ان خواهند ماند و همان برای انها کافی است و خدا انها را از رحمتش دور ساخته است و عذاب همیشگی برای انها است.
وایات دیگر در قران کریم فتح /۶- نور/۲۳- اعرا ف/۴۴
+ نوشته شده در جمعه ۱۰ دی ۱۳۸۹ساعت 11:55  توسط محب اهل بیت (ع)
|